امروز تاریخ را ورق زدند
گویی مشهد را به برق زده اند
نور است و نوراست و نور
دل من ، دل تو مملو از سور و شور
امروز تاریخی است:
هشت هشت هشتاد و هشت
برای امام هشتم
ٌسلام.تصمیم داشتم ماهانه گزارشی از وضعیت نشر کتاب بدهم اما متاسفانه مشغله زیاد نمی گذارد.اما فکر کنم بتوانم گزارش هفته به هفته بدهم.انشااله.باز نشر در مهرماه طبق روال تابستان بیشترین اختصاص را به حوزه کتاب های آموزشی داشت!البته سعی من هم این است که فقط در حوزه موضوعات وبلاگ اطلاع رسانی کنم و صد البته ادبیات بیشتر به چشم خواهد آمد.لازم است بگویم فهرست زیر به انتخاب بنده بود و بخش اندکی از فهرست اصلی[
] را شامل می شود.
|
عنوان |
نويسنده/مترجم |
ناشر |
چاپ |
صفحه |
قيمت |
تيراژ |
|
... اين كتاب اسم ندارد |
تکا ( توسعه کتاب ایران) |
۳ |
۲۶۰ |
۲۶۰۰۰ |
۱۰۰۰ | |
|
۳۶۵ روز، ۳۶۵ نكته |
حمیدرضا حسین پور |
۱ |
۳۷۶ |
۶۵۰۰۰ |
۵۰۰۰ | |
|
ارديبهشت و اين همه برف: گزيده اشعار |
کریم رجب زاده |
تکا ( توسعه کتاب ایران) |
۳ |
۲۹۸ |
۳۰۰۰ |
۱۰۰۰ |
|
از اين عاشقيها |
محمد حسین صفاریان |
تکا ( توسعه کتاب ایران) |
۲ |
۱۷۸ |
۱۸۰۰۰ |
۲۰۰۰ |
|
با دو چشم دچار يكتايي: گزيده اشعار |
قربان ولیئی |
تکا ( توسعه کتاب ایران) |
۳ |
۱۶۶ |
۱۶۵۰۰ |
۱۰۰۰ |
|
بانوي سكهها |
آکه ولفگانگ سپیده خلیلی |
پیدایش |
۱ |
۱۶۸ |
۲۵۰۰۰ |
۲۰۰۰ |
|
تاريخچه تكوين روانپزشكي نوين در ايران |
هاراطون داویدیان |
ارجمند |
۲ |
۵۰۲ |
۱۲۹۰۰۰ |
۱۱۰۰ |
|
تازهترين دروغ وهابيت |
علی سلطانی |
اجر |
۱ |
۱۲۸ |
۱۸۰۰۰ |
۲۰۰۰ |
|
چهل كليد: گزيده اشعار |
بیژن ارژن |
تکا ( توسعه کتاب ایران) |
۲ |
۲۰۲ |
۲۰۰۰۰ |
۱۰۰۰ |
|
چوپاني سايهها |
محمد تقی شمس لنگرودی |
تکا ( توسعه کتاب ایران) |
۳ |
۴۲۲ |
۴۲۰۰۰ |
۱۰۰۰ |
[
]برای دسترسی به کل آمار به اینجا مراجعه نمایید.
[
] برای مشاهده کامل فهرست بر روی ادامه نغمه کلیک نمایید.
تقدیم به علی کوچولوی ماه دوماهه من!
ٌپسر کوچولو خوشحال و خندون می دوید دوروبرش، یک کم اینور حیاط یکم هم اونور حیاط، توی خونه شادی می کرد،بازی می کرد.مونده بود چیکار کنه چه آتیشی به پا کنه،بپره از لب حوض یا که گلدونا رو آب بده.یهو یه گربه دید رفت به دنبالش،گربه ه ترسید چرخید دوید پرید لب دیوار دمش رو کرد رو کولش پا گذاشت به فرار.پسر کوچولو شاد و خندون باز انرژی داشت می خواست شادی کنه بازی کنه باز یه آتیشی به پا کنه.اینور بره یا که اونور بره دستی به گلای باغچه بکشه.کوچولو خسته شد دلگیر و دلشکسته شد.رفت گوشه حیاط زانو زد روی خاک. خواست خاک بازی کنه! ترسید که لباساشو خاکی کنه مامانش رو دلگیر کنه.کوچولو دیگه نمی دونست چیکار کنه با کی و چی بازی کنه.یهو توی گوشه حیاط درست پشت گل سرخ آقاجون یه چیزی دید افتاده بود.رفت و جلو، خوب نگاش کرد.دید یه بادباکه که دم نداره.نخ هم نداره تنها چیزی که داره یه چوب و یه کم کاغذه.کوچو دلش سوخت فکر کرد که بادباک مرده و جونی نداره.یعنی کی اونو کشته بود؟
کوچولو حوصله کرد.غروبی که بابا اومد از سر کار. رفت پیشش،بادبادک رو هم با خودش برد.به بابایش گفت:بادباک جون نداره چیکار کنه که اون جون بگیره. بابایی خنده ای کرد یه فکر اساسی کرد. رفت توی اتاق با خودش چسب و کاغذ و قیچی و یه کم نخ آورد.کوچولو نگاه می کرد.بابا با بادباک کار می کرد.با کاغذا و چسب یک چیزایی درست می کرد.زنجیرای کاغذی آماده بودن بچسبن به دم بادبادک.بابایی اینکارو کرد.
کوچولو دست به دست بابا رفت توی پارک محله.حسابی باد می اومد.باد که اومد یهو بادباک پرواز کرد.با دمش بازی می کرد.برای پسر کوچولو طنازی می کرد.کوچولو نخ بادباک به دست شادی می کرد ابراز خوشحالی می کرد.
این بود قصه ما.
علی کوچولوی
ما هم خوابید.شب بخیر بابایی.![]()
نغمه داوود:طبق اخبار منتشر شده بر روی خروجی سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در روز سه شنبه 28/7/1388 و در راستای تغییرات مدیریتی در این وزارتخانه با حكم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، جليل سائلي، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران شد. آن طور که در متن اين حكم آمده است:"قدم نهادن در مسير فرهنگ،علاوه بر عزمي برخاسته از تعهد و ايثار، قدم هايي محكم و استوار، بصيرتي دينمدار و پرعيار مي طلبد."
در ادامه حکم به توانمندی و سابقه مدیریت سائلی اشاره شده است:" توانمندي هاي متعهدانه و مديريت مسئولانه جنابعالي، سوابقي را رقم زده است كه گوياي شايستگي هاي لازم براي تصدي امور فرهنگي و هنري مي باشد.از اين رو به موجب اين حكم به سمت «مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران» منصوب مي شويد."
درباره سابقه فعالیت مدیریتی جلیل سائلی هنوز اطلاعاتی دردست نیست اما گویا ایشان مدیرکل دفتر امور اجتماعی استانداری زنجان بوده است.
سید محمد حسینی در انتهای حکم سائلی تاکید کرده است که:" اين استان استثناء با وجود ام القراء كلانشهر تهران و قوميت هاي گوناگون و فرهنگ هاي روزافزون و مردمي آگاه و دين پناه، كاري كارستان در پيش داريد.وجود دايره سيطره آن اداره كل در حيطه و حوزه حضور وزارت، گاه به تداخل و در نهايت، تعارف و محروم ماندن مردم دينمدار و پرمقدار اين استان، مي انجامد؛ كه ضروري است از اين خط كشي ها احتراز شود و اراده خدمت، با قدمها دمساز!از خداوند منان برايتان قدم موزون و توفيق افزون مسئلت مي نمايم."
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران با وجود اینکه بزرگترین اداره کل استانی این وزارتخانه محسوب می شود در دوران وزارت محمدحسین صفارهرندی دچار تغییرات مدیریتی زیادی گشت به طوری که در طول 4 سال 2 مدیر کل و یک سرپرست، مدیریت این اداره کل را برعهده گرفتند.یعنی به طور تقریبی هر 16 ماه یک مدیرکل.اصغر امیرنیا از آبان ماه 1384 تا دی ماه 1386- حسین عرب اسدی از دی1386 تا 31 فروردین 1388 و سید احمد حسینی از اردیبهشت 1388 تا 28 مهر 1388 عهده دار این مسئولیت بودند.
نکته ای که در حکم وزیر برای مدیرکل جدید حائز اهمیت است توجه به تداخل و عدم تفویض برخی وظایف فرهنگی هنری استان است که ضرورت دارد به اداره کل استان واگذار شود.
خبر تکمیلی:
مراسم تودیع و معارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران در ساعت ۱۰ صبح روز یک شنبه ۳/۸/۱۳۸۸ با حضور" جواد شمقدری" معاون امور سینمایی وزیر، آجورلو نماینده مردم کرج در مجلس، محمدی نماینده مردم اردبیل و تعدادی دیگر از چهره های فرهنگی و مسئولین استان برگزار گرديد[
]
ٌسالها پیش به واسطه مدیر مسوولی نشریه دانشجویی "پرسش" کتابی از سوی نهاد نمایندگی با عنوان "شعر – دفتر دوم گزیده آثار نشریات دانشجویی –" هدیه شد که بوی جوانی می داد.این کتاب که حاصل تلاش معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هاست متأسفانه شابک ندارد یعنی اینکه نمی تواند و نتوانسته در دسترس عموم قرار گیرد.
این دفتر 258 صفحه ای شامل اشعار 147 شاعر دانشجو است که از نشریات دانشجویی کشور جمع آوری و انتخاب شده است. کتاب مقدمه ای از شاعر معاصر علیرضا قزوه را نیز به همراه دارد.14 صفحه هم(از صفحه 4 تا 18)به چشم انداز شعر دانشجویی به قلم عباس کلهر(عرفان محمدی)اختصاص داده شده است.
کتاب را که ورق بزنیم به اشعار زیبایی با مایه و ملات جوانی می رسیم.برخی اشعار واقعا جوندار و ارزشمندند:
گنجشک واژه ای است که بر خط سیم ها
با دست تو، نوشته شده از قدیم ها!
دست کریم تو که در این بی پرندگی
آغاز می شوند از آن یاکریم ها[
]
البته برخی اشعار برای من زیبایی بیشتری داشتند.آنهم آن غزل هایی که برای ائمه اطهار بخصوص حضرت علی (ع) و حضرت مهدی(عج) سروده شده اند:
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دلی بی قرار کافی نیست
چنین که یخ زده ایمان من،اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار کافی نیست
.........
خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی
دعای این همه شب زنده دار کافی نیست[
]
نتیجه ای که از این کتاب بدست می آید این است که شعر انتظار واقعا یک سروگردن بالاتری از غزلهای دیگرش هست.
[
] شعر از کبری موسوی قهفرخی،نشریه ققنوس-علوم پزشکی تهران
[
] شعر از ابوالفضل نظری،نشریه منتظران موعود-علوم پزشکی تهران
ٌمدتی پیش جستجویی درباره درجه بندی فیلم ها در ایران داشتم که متاسفانه دستورالعمل خاصی درباره محتوای فیلم و شرایط اکران آنها در سینماهای ایران پیدا نکردم. البته در ادامه جستجو درجه بندی فیلم ها در آمریکا توجهم را جلب کرد.در ایران هم یادم می آید فیلم های مثل "مصائب شیرین" علیرضا داوودنژاد و این اواخر فیلم "حریم" با هدف جلب توجه توسط سازندگان آنها، جمله تبلیغاتی"دیدن این فیلم برای افراد زیر ۱۳ سال توصیه نمی شود" تبلیغ می شد.توجه کنیم به این درجه بندی که از سال ۱۹۶۸ میلادی تهیه شده است.

گروه G: همه سنین قادر به تماشای فیلم های این گروه هستند و هیچ محدودیتی برای تماشای این فیلم ها وجود ندارد. فیلم های گروه کودکان و نوجوانان معمولا در این ردیف قرار می گیرند.
گروه PG : فیلم های این گروه هم مناسب همه سنین است اما به خانواده ها هشدار داده می شود که بهتر است آنها نیز همراه کودکان حضور داشته باشند. علت هشدار هم معمولا خشنونت و مسائل جنسی البته با مقدار کم فیلم های این گروه می باشد.
گروه: PG-13 : این گروه درسال ۱۹۸۴ میلادی به درجه بندی اضافه شده است به این علت که تماشای برخی فیلم ها به سبب محتوا و مسائل مطرح شده در آن برای کودکان زیر سن ۱۳ سال مجاز نیست و آنها برای تماشای فیلم نمی توانند بدون حضور بزرگ ترهای خود به سینما بیایند.
گروه R : افراد پایین تر از ۱۷ سال می بایست برای تماشای فیلم های این گروه تحت نظارت بزرگ تر ها به سینما بیایند. علت ممنوعیت های فیلم های این گروه این موارد می تواند باشد: دیالوگهای خشونت بار، نمایش خشونت های سخت، مصرف مواد مخدر و روابط جنسی بین زن ومرد. مثال:به فیلم های "21 گرم" ، "مالنا" ، "چشمان باز بسته " ، "تولد"و "کوهستان سرد"این درجه داده شد.
گروهNC-17 : هیچ فرد ۱۷ ساله یا پایین تری حق دیدن این رده فیلم ها را ندارد.
گروه بدون رده یا NR : فیلم هایی که درجه بندی نشده باشند در این رده قرار می گیرند. معمولاً خانواده ها از این فیلم ها استقبال نمی کنند و اگر شکایتی علیه این فیلم ها بشود، MPAA دست به اقدام قانونی علیه فیلم خواهد زد.مثل این فیلم: Fear and Desire ساخته استنلی کوبریک.
ٌمی گم:آقا ،نگو زشته!آدم که به خودش بد و بیراه نمی گه...با آن صورت سرخ و کبودش نگاه چپ تو دیواری بهم می کنه و دوباره شروع می کنه هرچی داره توی بساط مخ و مخچه اش، نثار خودش می کنه.من هم هاج و واج کار این مرد سیبیلوی سیاه سوخته، که وقتی آدم نگاهش می کنه اولش فکر می کنه جنوبیه - که البته اشتباه محضه - رو توی ذهنم حلاجی می کنم که چرا این مرد سیبلوی سیاه سوخته چرا داره به خودش بد و بیراه می گه.
می گم:آخه مرد حسابی توی این دنیای به این بزرگی مگه مورد و آدم بی کس و کار کمه که گیر دادی به خودت فحش و ناسزا می دی؟
مرد سیبلوی سیاه سوخته دوباره همون نگاه چپ تو دیوارش رو بهم می کنه می گه: تو یکی دیگه چی می گی؟ هرچی می کشم از دست...(حرفش رو یهو می خوره و بعد کمی مکث می گه:)...تمام جوونیم رو کار کردم، زحمت کشیدم، عرق ریختم،توی کوره کار کردم،توی معدن بودم،چاه کندم حالاهم که گور می کنم اما جای خودم موندم که موندم. نه خونه ای نه سرمایه ای هیچی نتونستم جمع کنم.بچه مچه ها هم که بزرگ شدن.یکی دانشگاه میره، یکی زن می خواد، اون یکی هم می خواد شوهر کنه!!من هم آس و پاس...(انگار که دوباره یاد بدبختی هاش افتاد یکدفعه موتور بدبیراهش رو روشن می کنه)...آی از دست روزگار ...وای بر من...مرگ بر من.
مرگ بر من رو که می شنوم یهو از کوره در میرم و می گم:وایسا ببینم برای چی گفتی مرگ بر...
میگه:آقا ما رو ول کن بزار توی این سیاه دنیای خودمون خودم رو خالی کنم. من که نمی تونم از دیگران مایه بگذارم و به اونها بدوبیراه بگم.مرگ و مرگ بر خودم هم سالها است که با منه الان هم که کارمه و گور دیگران رو می کنم.چه کنم دیگه...(راهش رو می کشه و از میانبر جاده به سمت گورستان می ره که گور دیگران را بکنه شاید هم گوری برای خود برای روز مبادا)
دلم به حالش سوخت و بهم ریخته از جمله آخرش"مرگ بر من".